تبليغاتX
سلام هموطن - پاسخ به مسائل مطرح شده در زمینه غدیر خم
 

۱- سند محکم تاریخ غدیر در ولایت

به طوری که علامه مجلسی و علامه امینی رضوان الله علیهما تحقیق کرده

اند و از کتب حدیث الولایه تالیف ابوالعباس احمد بن محمد بن سعید

همدانی الحافظ المعروف به ابن عقده که او در نزد ارباب مذاهب ثقه است

در این کتابها اخباری از پیامبر اکرم (ص) آورده و کتابش را که عالم ربانی

ابوجعفر طوسی و جماعتی از شیوخ اسلام صحه نهاده اند اسامی کسانی

که از آنها حدیث غدیر به نص پیغمبر بای علی (ع) آورده و تهنیت گفته اند

ذکر کرده و از صد و پنج راه یاد کرده است.

۱-ابوبکر عبدالله بن عثمان   ۲- عمربن خطاب     ۳- عثمان بن عفان   

۴- علی بن ابیطالب (ع)     ۵- طلحه بن عبدالله  ۶- زبیر بن العوام

۷- عبدالرحمن بن عوف      ۸- سعیدبن مالک    ۹- عباس بن عبدالمطلب

۱۰- حسن بن علی بن ابیطالب (ع)   ۱۱- حسین بن علی (ع)

۱۲- عبدالله بن عباس  ۱۳- عبدالله بن جعفر  ۱۴- حسین بن عبدالله بن مسعود

۱۵- عماربن یاسر            ۱۶- ابوذر جندب بن جناده غفاری

۱۷- سلمان فارسی و ....   ۹۰- عایشه بنت ابی کعب

۹۱- ام سلمه ام المومنین       ۹۲- ام هانی بنت ابیطالب

۹۳- فاطمه بنت حمزه بن عبدالمطلب      ۹۴- اسماء عمیس خثعمیه

و بیست و هشت مرد دیگر را بدون نام آورده اند

مدارک دیگر: محمد بن جریر طبری صاحب تاریخ حدیث غدیر را از ۷۵ راه

روایت کرده و کتابی جدا به نام حدیث الولایه نوشته محمد بن حسن

طوسی در کتاب اقتصاد از ۱۲۵ طریق آورده و احمد بن حنبل در مسندش از

۲۵ طریق و بیشتر آورده و فقیه مغازنی شافعی در کتابش از ۱۲ طریق آورده

و گوید حدیث غدیر از عشره مبشره رسیده گوید به این فضیلت علی (ع)

ممتاز است. پس انکار غدیر رد بر خدا و رسول و سنت و امت است.

۲- دفع ایراد من کنت مولاه

از حد تواتر گذشته که صحابه همه مانند ابوسعید خدری - جابر ابوهریره-

انس بن مالک که رسول اکرم (ص) فرموده : « من کنت مولاه فعلی مولاه

اللهم وال من والاه و عاد من عاداه وانصر من نصره واخذل من خذله »

برخی ایراد کرده اند که مولا به معنی اولی (افعل تفعیل) نمی آید و در لغت

به کار نرفته . من چند پاسخ می دهم:

مولی از ماده ولایت آمده و چند معنا دارد زمانی و مکانی و نامی و مصدری

و مفعولیت از همه بالاتر نام مالک الملوک است چنانگه در قرآن کریم آمده:

(((انت مولینا فانصرنا علی القوم الکافرین )))   (سوره بقره آیه ۲۸۶)

و اختیار مولایی را خدا به رسولش داده و او بعد از خود مولا بر امت معین

کرده است.

۳- خلافت به علی (ع) زینت گرفت

خطیب بغدادی در تاریخش ( ج ۱ ص ۱۳۵) از عبدالله بن احمد حنبل سند

آورده که در جلو پدرم روزی نشسته بودم گروهی از کرخیین آمدند خلافت

ابوبکر و عمر و عثمان را یاد کردند و زیاده روی نمودند و خلافت علی بن ابی

طالب را ذکر کردند و طول دادند. پدرم سرش را برداشت و گفت ای مردم

زیاد درباره علی (ع) و خلافت او حرف زدید (ان الخلافه لم تزین علیا بل علی

زین الخلافه) به درستی که خلافت به علی زینت نداد بلکه علی (ع) خلافت

را زینت داد. پس پایه خلافت بر سنت خدا و رسول شد نه بر اجماع.

۴- تعیین امارت به حکم خدا و رسول

بین عام و خاص اتفاقست که رسول خدا (ص) تا زنده بودند تولیت و امیریت

را خود معین می کردند و به جنگ می فرستادند چنانکه در سریه موته جعفر

بن ابیطالب را امیر کردند و پس از او زید بن حارثه و بعد از عبدالله رواحه و در

حال مرض اسامه بن زید را برای جیش تعیین نمودند چگونه می شود برای

تمام امت بعد از خود امیر معین نکنند و امت را به خود واگذارند. این خلاف

سنت می شود و آیه ((( و امرهم شورا بینهم))) ربطی به کار پیغمبر ندارد

که امت وصی برای پیغمبر امیر برای امت با شوری معین کند.

خلاف توصیه:

شورای امت در امامت و امیریت خلاف ابوت پیغمبر است برای امت که

فرمود « انما انا لکم الوالد » . چگونه می شود برای خود وصی معین نکند و

اکمال دین بدون وصی نمی شود. عقلا فساد می آورد با اینکه حضرت از

تفرقه باخبر بودند که یک فرقه ناجیه اند و هفتاد و دو فرقه هلاک شونده و

حق آنست که پیغمبر اکرم (ص) وصی و امام معین کردند.

۵- اقرار عمر به امیریت علی (ع)

هنگامی که عمر با عباس به شام رفت اسب عمر جلوتر می رفت و مردم

شام او را تواضع می کردند خواستند او را سجده کنند (سوره توبه آیه ۳۱)

چنانچه امروز فرقه می کنند و عمر را امیرالمومنین می خواندند عباس گفت

او امیرالمومنین نیست اگر چنین باشد من از او والترم عمر شنید و رنجید و

گفت آیا تو را خبر بدهم به کسی که او از من و تو سزاوارتر است گفت بگو

عمر گفت مردی که او را در مدینه گذاشتیم یعنی علی (ع). عباس گفت : 

« فما منعک و صاحبک عن ذلک »  تو را و همراهت را چه مانع شد که

حقش را گرفتی و او را عقب زدید؟ عمر گفت ما فضل او را می شناسیم و

اقرار داریم لکن او را عقب زدیم که ترسیدیم قریش از کینه های اتو بر او

جمع نشوند و اینکار از دست ما برود سبب تقدم ما و تاخیر او همین بود و

کانت بیعه ابی بکر فلته

پاسخ آن است که همین کینه در دل قریش از پیغمبر بود پس باید او را عزل

کرد یا مردم بر معاویه جمع شدند پس او باید امام شود.  

 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
سلام هم ولایتی بر تمامی دوستان گرامی

من با تشکیل این وبلاگ آمده ام تا هر چند جزیی گامی در تحقق فرهنگ اسلامی برداشته و در ضمن از راهنمایی های شما خوبان نیز بهره بجویم. این وبلاگ قطعا یک سویه نیست و طرف دیگر آن شما مهربانان هستید که با نظرات خود و انتقادات سازنده تان ما را در بهتر کردن و ارتقای کیفی مطالب وبلاگ یاری می دهید.

منتظر الطاف و نظرات محبت آمیزتان هستم.

موفق باشید

 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM